تبلیغات
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده - / در راهروهای دادگاه خانواده/ «خانواده شوهرم خدمتكار می‌خواسته‌اند، نه عروس»
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده
قانون برای همه

لینکدونی

نایت اسکین-ابزار گوکل پلاس

آرشیو موضوعی

نام خودرادرفیلداول ایمیل خودرادرفیلددوم





Powered by WebGozar

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

/ در راهروهای دادگاه خانواده/ «خانواده شوهرم خدمتكار می‌خواسته‌اند، نه عروس»

دختر جوانی با هزاران آرزو وارد خانواده شوهرش می‌شود، غافل از اینكه این خانواده او را نه تنها به عنوان «عروس خانواده» قبول نخواهد كرد، بلكه از او خواهد خواست كه همانند یك خدمتكار وظیفه‌شناس،رفتار كند.

به گزارش خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، زنی در دادگاه خانواده حضور یافت و درخواست جدایی‌اش را به قاضی دادگاه ارائه كرد. این زن 28 ساله، سخنانش را با گریه آغاز كرد و خطاب به قاضی گفت: پنج سال است كه عروس خانواده شوهرم شده‌ام، در این سال‌ها كمترین بی‌احترامی نسبت به آنها نكردم اما در مقابل بیشترین بی‌احترامی را از آنها دیده‌ام.

وی ادامه داد: 23 سال داشتم كه مادر شوهرم در یك مهمانی من را برای پسرش خواستگاری كرد و ازدواج ما به صورت كاملا سنتی برگزار شد، اما اكنون روزی هزار بار اظهار پشیمانی می‌كنم كه چرا ظاهر خانواده شوهرم را ملاك اصلی برای ازدواج در نظر گرفتم.

زن جوان در پاسخ به پرسش قاضی دادگاه مبنی بر اینكه «مگر ظاهر خانواده شوهرتان چگونه بوده است» بیان كرد: متاسفانه خانواده شوهرم در ظاهر با فرهنگ و مبادی آداب هستند اما برخلاف ظاهرشان رفتار دیگری از خودشان می‌دهند و تا كسی وارد خانواده‌شان نشود به این موضوع پی نخواهد برد.

وی در حالی كه به آرامی گریه می‌كرد، با بیان اینكه تصور خانواده همسرم از «عروس خانواده»، خدمتكار بود، افزود: خانواده سعید از همان ماه‌های اول ازدواجمان از من می‌خواستند كه كارهای منزلشان را به طور كامل انجام دهم. من هم به دلیل اینكه هیچ ذهنیت نامناسبی از آن‌ها نداشتم برای حرف‌هایشان ارزش قائل می‌شدم و كارهای منزل‌شان را همانند یك خدمتكار انجام می‌دادم. بعد از گذشت مدت طولانی، یك روز بیمار شدم و نتوانستم به طبقه پایین كه منزل خانواده شوهرم بود،‌ بروم اما آنها با فحاشی من را مجبور كردند كه همانند دیگر روزها كارها را انجام دهم.

زن جوان گفت: زمانی كه مشكل را با شوهرم مطرح كردم، با خونسردی كامل پاسخ داد كه باید با خانواده‌ام كنار بیایی، و من نمی‌توانم به آن‌ها بگویم كه با تو چه رفتاری داشته باشند، پنج سال از آن روزها می‌گذرد و من در این سال‌ها با خوش‌بینی كاذبی كه داشتم فكر می‌كردم كه می‌توانم زندگی خوبی را داشته باشم اما دیگر زندگی برای من با خانواده‌ایی كه عروس را همانند خدمتكار می‌دانند، غیرقابل تحمل است.

وی در پایان اظهار كرد: از شوهرم مهریه‌ای نمی‌خواهم فقط از او می‌خواهم به جدایی‌مان رضایت دهد.

به گزارش ایسنا، قاضی دادگاه بعد از شنیدن اظهارات زن جوان به دلیل عدم حضور مرد در دادگاه حكمی مبنی بر طلاق صادر نكرد و رسیدگی به پرونده را به جلسه‌ای بعد موكول كرد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید
tamirkaranecooler.mihanblog.com
شنبه 10 تیر 1396 10:09 ق.ظ
Nice blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple tweeks would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your theme. Appreciate it
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

جواب گوی هرگونه سوال حقوقی شماعزیزان هستیم
منتظرهرگونه پیشنهادوانتقادشماعزیزان برای بهبوداین وبلاگ هستیم
دوستان عزیزبرای دلگرمی بنده وبهترشدن این وبلاگ لطفانظرات خودتون رادرموردمطالب بدید.
مدیر وبلاگ : سعید رستم زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نقش موسسات اموزشی وکتاب های کمک اموزشی رادرمسیرموفقیت درازمون های حقوقی راچگونه ارزیابی میکنید؟





خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا

نویسندگان