تبلیغات
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده - قانون مدنی قسمت نهم
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده
قانون برای همه

لینکدونی

نایت اسکین-ابزار گوکل پلاس

آرشیو موضوعی

نام خودرادرفیلداول ایمیل خودرادرفیلددوم





Powered by WebGozar

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

متن قانون‌ مدنی->قانون مدنی قسمت نهم

كتاب نهم - در خانواده
 فصل سوم - در الزام به انفاق

ماده1195- احكام نفقه زوجه همانست كه بموجب فصل هشتم از باب اول از كتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر میشود.
ماده1196- در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به اتفاق یكدیگرند.
ماده1197- كسی مستحق نفقه است كه ندار بوده و نتواند بوسیله اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم سازد.
ماده1198- كسی ملزم به انفاق است كه متمكن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینكه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمكن باید كلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.
ماده1199- نفقه اولاد بر عهده پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق بعهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است . هر گاه مادر هم زنده و یا قدر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید بحصه متساوی تادیه كنند.
ماده1200- نفقه ابوین با رعایت الاقرب فالاقرب بعهده اولاد و اولاد اولاد است .
ماده1201- هر گاه یكنفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد كه از حیث الزام به انفاق در درجه مساوی هستند نفقه او را باید اقارب مزبور بحصه متساوی تادیه كنند بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید پدر و اولاد او متساویا" تادیه كنند بدون اینكه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید مادر و اولاد متساویا" بدهند.
ماده1202- اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه همه آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
ماده1203- در صورت بودن زوجه و یك یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر
 سایرین خواهد بود.
ماده1204- نفقه اقارب عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البیت بقدر رفع حاجب با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق .
ماده1205- در موارد غیبت یا استنكاف از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام كسی كه پرداخت نفقه بر عهده اوست ممكن نباشد دادگاه با مطالبه افراد واجب النفقه می تواند از اموال او به مقدار نفقه در اختیار آنها یا متكفلین مخارج قرار دهد در صورتی كه اموال منفق در اختیار نباشد مادر یا دیگری با اجازه دادگاه می توانند نفقه آنها را بعنوان قرض بپردازد و از شخص مستنكف یا غایب مطالبه كند. ( اصلاحی منتشره در روزنامه رسمی شماره 11916 بتاریخ 2/11/64 )
ماده1206- زوجه در هر حال میتواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشكستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه میتوانند مطالبه نفقه نمایند.

 كتاب دهم - در حجر و قیمومت
 فصل اول - در كلیات

ماده1207- اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند :
 1- صغار .
 2- اشخاص غیر رشید.
 3- مجانین .
ماده1208- غیر رشید كسی است كه تصرفات او در اموال و حقوقی مالی خود عقلائی نباشد.
‌‌‌‌‌
‌ماده 1209- حذف شد .
‌‌‌‌‌
ماده1210- هیچكس را نمیتوان بعد از رسیدن به سن بلوغ بعنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آنكه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.
 تبصره1- سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است .
 تبصره2- اموال صغیری را كه بالغ شده است در صورتی میتوان به او داد كه رشد او ثابت شده باشد.
ماده1211- جنون بهر درجه كه باشد مجب حجر است .
ماده1212- اعمال و اقوام صغیر تاحدی كه مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلا اثر است معذالك صغیر ممیز میتواند تملك بلاعوض كند مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات .
ماده1213- مجنون دائمی مطلقا و مجنون ادواری در حال جنون نمیتواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لكن اعمال حقوقی كه مجنون ادواری در حال افاقه مینماید نافذ است مشروط بر آنكه افاقه او مسلم باشد.
ماده1214- معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از آنكه این اجازه قبلا داده شده باشد یا بعد از انجام عمل و معذلك تملكات بلاعوض از هر قبیل كه باشد بدون اجازه هم نافذ است .
ماده1215- هر گاه كسی مالی را بتصرف صغیر غیر ممیز و یا مجنون بدهد صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.
ماده1216- هر گاه صغیر یا مجنون یا غیر رشید باعث ضرر شود ضامن است .
ماده1217- اداره اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید بعهده ولی یا قیم آنان است بطوری كه در باب سوم از كتاب هشتم و مواد بعد مقرر است .

 فصل دوم - در موارد نصب قیم و ترتیب آن

ماده1218- برای اشخاص ذیل نصب قیم میشود :
 1- برای صغاری كه ولی خاص ندارند.
 2- برای مجانین و اشخاص غیر رشید كه جنون یا عدم رشد آنها متصل بزمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند.
 3- برای مجانین و اشخاص غیر رشید كه جنون یا عدم رشد آنها متصل بزمان صغر آنها نباشد.
ماده1219- هر یك از ابوین مكلف است در مواردی كه بموجب ماده قبل باید برای اولاد آنها قیم معین شود مراتب را به دادستان حوزه اقامت خود و یا نماینده او اطلاع داده ، از او تقاضا نماید كه اقدام لازم برای نصب قیم بعمل آورد.
ماده1220- در صورت نبودن هیچیك از ابوین یا عدم اطلاع آنها انجام تكلیف مقرر در ماده قبل بعهده اقربائی است كه با شخص محتاج به قیم در یكجا زندگی مینمایند.
ماده1221- اگر كسی بموجب ماده 1218 باید برای او نصب قیم شود زن یا شوهر داشته باشد زوج یا زوجه نیز مكلف به انجام تكلیف مقرر در ماده 1219 خواهند بود.
ماده1222- در هر موردی كه دادستان بنحوی از انحاء بوجود شخصی كه مطابق ماده 1218 باید برای او نصب قیم شود مسبوق گردید باید به دادگاه مدنی خاص رجوع و اشخاصی را كه برای قیمومت مناسب میداند به آن دادگاه مدنی مزبور معرفی كند. دادگاه مدنی خاص از میان اشخاص مزبور یك یا چند نفر را بسمت قیم معین و حكم نصب او را صادر میكند و نیز دادگاه مذكور میتواند علاوه بر قیم یك یا چند نفر را بعنوان ناظر معین نماید در اینصورت دادگاه باید حدود اختیارت ناظر را تعیین كند. اگر دادگاه مدنی خاص اشخاصی را كه معرفی شده اند معتمد ندید اشخاص دیگری را از دادسرا خواهد خواست .
ماده1223- در مورد مجانین دادستان باید قبلا " رجوع به خبره كرده نظریات خبره را به دادگاه مدنی خاص ارسال دارد. در صورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع میكند تا نصب قیم شود در مورد اشخاص غیر رشید نیز دادستان مكلف است كه قبلا" بوسیله مطلعین اطلاعات كافیه در باب سفاهت او بدست آورده و در صورتی كه سفاهت را مسلم دید در دادگاه مدنی خاص اقامه دعوی نماید و پس از صدور حكم عدم رشد برای نصب قیم به دادگاه رجوع نماید.
ماده1224- حفظ و نظارت در اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید مادام كه برای آنها قیم معین نشده بعهده مدعی العموم خواهد بود طرز حفظ و نظارت مدعی العموم بموجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.
ماده1225- همین كه حكم جنون یا عدم رشد یكنفر صادر و بتوسط محكمه شرع برای او قیم معین گردید مدعی العموم میتواند حجر آنرا اعلان نماید انتشار حجر هر كسی كه نظر بوضعیت دارائی او ممكن است طرف معاملات بالنسبه عمده واقع گردد الزامی است .
ماده1226- اسامی اشخاصی كه بعد از كبر و رشد بعلت جنون یا سفه محجور میگردند باید در دفتر مخصوص ثبت شود مراجعه بدفتر مزبور برای عموم آزاد است .
ماده1227- فقط كسی را محاكم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومت خواهند شناخت كه نصب او مطابق قانون توسط دادگاه بعمل آمده باشد.
ماده1228- در خارج ایران قنسولی ایران و یا جانشین وی می تواند نسبت به ایرانیانی كه باید مطابق ماده1218 برای آنها قیم نصب شود و در حوزه ماموریت او ساكن یا مقیم اند موقتا" نصب قیم كند و باید تا 10 روز پس از نصب قیم مدارك عمل خود را به وسیله وزارت امور خارجه به وزارت دادگستری بفرستند. نصب قیم مزبور وقتی قطعی میگردد كه دادگاه مدنی خاص تهران تصمیمی كنسول یا جانشین او را تنفیذ كند.
ماده1229- وظایف و اختیاراتی كه بموجب قوانین و نظامات مربوطه در مورد دخالت مدعیان عمومی در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید مقرر است در خارج ایران بعهده مامورین قنسولی خواهد بود.
ماده1230- اگر در عهود و قراردادهای منعقده بین دولت ایران و دولتی كه مامور قنسولی ماموریت خود را در مملكت آن دولت اجرا میكند ترتیبی بر خلاف مقررات دو ماده فوق اتخاذ شده باشد مامورین مذكور مفاد آن دو ماده را تا حدی كه با مقررات عهدنامه یا قرار داد مخالف نباشد اجرا خواهند كرد.
ماده1231- اشخاص ذیل نباید بسمت قیمومت معین شوند :
 1- كسانیكه خود تحت ولایت یا قیومیت هستند.
 2- كسانیكه بعلت ارتكاب جنایت یا یكی از جنحه‌های ذیل بموجب حكم قطعی محكوم شده باشند :
 سرقت - خیانت در امانت - كلاهبرداری - اختلاس - هتك ناموس - یا منافیات عفت - جنحه نسبت باطفال - ورشكستگی بتقصیر.
 3- كسانیكه حكم ورشكستگی آنها صادر و هنوز عمل ورشكستگی آنها تصفیه نشده است .
 4- كسانیكه معروف بفساد اخلاق باشند.
 5- كسیكه خود را اقربا طبقه اول او دعوائی بر محجور داشته باشند.
ماده1232- با داشتن صلاحیت برای قیمومت اقربا محجور مقدم بر سایرین خواهند بود.
ماده1223- زن نمیتواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول كند.
ماده1234- در صورتیكه محكمه بیش از یكنفر را برای قیمومت معین كند میتواند وظایف آنها را تفكیك نماید.

 فصل سوم- در اختیارات و وظائف و مسئولیت قیم و حدود آن نظارت مدعی العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید

ماده1235- مواظبت شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در كلیه امور مربوطه به اموال و حقوق مالی او با قیم است .
ماده1236- قیم مكلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی علیه صورت جامعی از كلیه دارائی او تهیه كرده یك نسخه از آن را به امضای خود برای دادستانی كه مولی علیه در حوزه آن سكونت دارد ، بفرستد و دادستان یا نماینده او باید نسبت بمیزان دارائی مولی علیه تحقیقات لازمه بعمل آورد.
ماده1237- مدعی العموم یا نماینده او باید بعد از ملاحظه صورت دارائی مولی علیه مبلغی را كه ممكن است خارج سالیانه مولی علیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را كه برای اداره كردن دارائی مزبور ممكن است لازم شود معین نماید قیم نمیتواند بیش از مبالغ مزبور خرج كند مگر با تصویب مدعی العموم.
ماده1238- قیمی كه تقصیر در حفظ مال مولی علیه بنماید مسئول ضرر و خساراتی است كه از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده اگر چه نقصان یا تلف مستند بتفریط یا تعدی قیم نباشد.
ماده1239- هرگاه معلوم شود كه قیم عامدا" مالی را كه متعلق بمولی علیه بوده جزو صورت دارائی او قید نكرده و یا باعث شده است كه آن مال در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خساراتی خواهد بود كه از این حیث ممكن است به مولی علیه وارد شود بعلاوه در صورتیكه عمل مزبور از روی سوء نیت بوده قیم معزول خواهد شد.
ماده1240- قیم نمیتواند بسمت قیومت از طرف مولی علیه با خود معامله كند اعم از اینكه مال مولی علیه را بخود منتقل كند یا مال خود را به او انتقال دهد.
ماده1241- قیم نمیتواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله كند كه در نتیجه آن مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غبطه مولی علیه و تصویب مدعی العموم در صورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعی العموم ملائت قیم می باشد و نیز نمیتواند برای مولی علیه بدون ضرورت و احتیاج قرض كند مگر با تصویب مدعی العموم .
ماده1242- قیم نمیتواند دعوی مربوط به مولی علیه را بصلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعی العموم .
ماده1243- در صورت وجود موجبات موجه دادستان میتواند از دادگاه مدنی خاص تقاضا كند كه از قیم تضمیناتی راجع به اداره اموال مولی علیه بخواهد تعیین نوع تضمین بنظر دادگاه است. هرگاه قیم برای تعیین نوع تضمین حاضر نشد از قیمومیت عزل میشود .
ماده1244- قیم باید لااقل سالی یكمرتبه حساب تصدی خود را بمدعی العموم یا نماینده او بدهد و هرگاه در ظرف یكماه از تاریخ مطالبه مدعی العموم حساب ندهد بتقاضای مدعی العموم معزول میشود .
ماده1245- قیم باید حساب زمان تصدی خود را پس از كبر و رشد یا رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد. هرگاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدی باید به قیم بعدی داده شود .
ماده1246- قیم میتواند برای انجام امر قیمومت مطالبه اجرت كند میزان مزبور با رعایت كار قیم و مقدار اشتغالی كه از امر قیمومت برای او حاصل میشود و محلی كه قیم در آنجا اقامت دارد و میزان عایدی مولی علیه تعیین میگردد.
ماده1247- مدعی العموم میتواند اعمال نظارت در امور مولی علیه را كلا" یا بعضا" به اشخاص موثق یا هیئت یا مؤسسه واگذار نماید. شخص یا هیئت یا مؤسسه كه برای اعمال نظارت تعیین شده در صورت تقصیر یا خیانت مسئول ضرر و خسارت وارده بمولی علیه خواهند بود .

 فصل چهارم - در موارد عزل قیم

ماده1248- در موارد ذیل قیم معزول میشود :
 1- اگر معلوم شود كه قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود.
 2- اگر قیم مرتكب جنایت و یا مرتكب یكی از جنحه های ذیل شده و بموجب حكم قطعی محكوم گردد:
 سرقت - خیانت در امانت - كلاهبرداری - اختلاس - هتك ناموس - منافیات عفت - جنحه نسبت به اطفال - ورشكستگی به تقصیر یا تقلب .
 3- اگر قیم بعلتی غیر از علل فوق محكوم بحبس شود بدینجهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره كند.
 4- اگر قیم ورشكسته اعلان شود .
 5- اگر عدم لیاقت یا توانائی قیم در اداره اموال مولی علیه معلوم شود.
 6- در مورد مواد 1239 و 1243 و 1244 با تقاضای مدعی العموم .
ماده1249- اگر قیم مجنون یا فاقد رشد گردد منعزل میشود.
ماده1250- هرگاه قیم در امور مربوطه به اموال مولی علیه یا جنحه یا جنایت نسبت بشخص او مورد تعقیب مدعی العموم واقع شود محكمه بتقاضای مدعی العموم موقتا"قیم دیگری برای اداره اموال مولی علیه معین خواهد كرد.
ماده1251- هرگاه زن بی شوهری ولو مادر مولی علیه كه بسمت قیمومت معین شده است اختیار شوهر كند باید مراتب را در ظرف یكماه از تاریخ انعقاد نكاح به دادستان حوزه اقامت خود یا نماینده او اطلاع دهد . در اینصورت دادستان یا نماینده او میتواند با رعایت وضعیت جدید آن زن تقاضای تعیین قیم جدید و یا ضم ناظر كند.
ماده1252- در مورد ماده قبل اگر قیم ازدواج خود را در مدت مقرر به مدعی العموم یا نماینده و اطلاع ندهد مدعی العموم میتواند تقاضای عزل او را بكند .

 فصل پنجم - در خروج از تحت قیمومت

ماده1253- پس از زوال سبب كه موجب تعیین قیم شده قیمومت مرتفع میشود.
ماده1254- خروج از تحت قیمومت را ممكن است خود مولی علیه یا هر شخص ذینفع دیگری تقاضا نماید، تقاضانامه ممكن است مستقیما" یا توسط دادستان حوزه‌ای كه مولی علیه در آنجا سكونت دارد یا نماینده او به دادگاه مدنی خاص همان حوزه داده شود .
ماده1255- در مورد ماده قبل مدعی العموم یا نماینده او مكلف است قبلا" نسبت به رفع علت تحقیقات لازمه بعمل آورده مطابق نتیجه حاصله از تحقیقات در محكمه اظهار عقیده نماید. در مورد كسانی كه حجر آنها مطابق ماده 1225 اعلان می شود رفع حجر نیز باید اعلان گردد.
ماده1256- رفع حجر هر محجور باید در دفتر مذكور در ماده 1226 و در مقابل اسم آن محجور قید شود.

 قانون مدنی
 جلد سوم - در ادله اثبات دعوی

ماده1257- هر كس مدعی حقی باشد باید آنرا اثبات كند و مدعی علیه هرگاه در مقام دفاع مدعی امری شود كه محتاج به دلیل باشد اثبات امر به عهده او است .
ماده1258- دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است :
 1- اقرار.
 2- اسناد كتبی .
 3- شهادت .
 4- امارات .
 5- قسم .

 كتاب اول - در اقرار
 باب اول - در شرایط اقرار

ماده1259- اقرار عبارت است از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود.
ماده1260- اقرار واقع میشود بهر لفظی كه دلالت بر آن نماید.
ماده1261- اشاره شخص لال كه صریحا" حاكی از اقرار باشد صحیح است .
ماده1262- اقرار كننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد بنابراین اقرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیر قاصد و مكره مؤثر نیست .
ماده1263- اقرار سفیه در امور مالی مؤثر نیست .
ماده1264- اقرار مفلس و ورشكسته - سبت به اموال خود بر ضرر دیان نافذ نیست .
ماده1265- اقرار مدعی افلاس و ورشكستگی در امور راجعه به اموال خود بملاحظه حفظ حقوق دیگران منش اثر نمی شود. تا افلاس یا عدم افلاس او معین گردد.
ماده1266- در مقرله اهلیت شرط نیست لیكن بر حسب قانون باید بتوان دارای آنچه كه بنفع او اقرار شده است بشود.
ماده1267- اقرار بنفع متوفی درباره ورثه او مؤثر خواهد بود.
ماده1268- اقرار معلق مؤثر نیست .
ماده1269- اقرار به امری كه عقلا" یا عادتا" ممكن نباشد و یا بر حسب قانون صحیح نیست اثری ندارد.
ماده1270- اقرار برای حمل در صورتی مؤثر است كه زنده متولد شود.
ماده1271- مقرله اگر بكلی مجهول باشد اقرار اثری ندارد و اگر فی الجمله معلوم باشد مثل اقرار برای یكی از دو نفر معین صحیح است .
ماده1272- در صحت اقرار تصدیق مقرله شرط نیست لیكن اگر مفاد اقرار را تكذیب كند اقرار مزبور در حق او اثری نخواهد داشت .
ماده1273- اقرار به نسب در صورتی صحیح است كه اولا" تحقق نسبت بر حسب عادت و قانون ممكن باشد ثانیا" كسی كه به نسب او اقرار شده تصدیق كند مگر در مورد صغیری كه اقرار بر فرزندی او شده بشرط آنكه منازعی در بین نباشد.
ماده1274- اختلاف مقر مقرله در سبب اقرار مانع صحت اقرار نیست .

 باب دوم - در آثار اقرار

ماده1275- هر كس اقرار به حقی برای غیر كند ملزم به اقرار خود خواهد بود.
ماده1276- اگر كذب اقرار نزد حاكم ثابت شود آن اقرار اثری نخواهد داشت .
ماده1277- انكار بعد از اقرار مسموع نیست لیكن اگر مقر ادعا كند اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده میشود و همچنین است در صورتیكه برای اقرار خود عذری ذكر كند كه قابل قبول باشد مثل اینكه بگوید اقرار بگرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده كه وصول نشده لیكن دعاوی مذكوره مادامی كه اثبات نشده مضر به اقرار نیست .
ماده1278- اقرار هر كس فقط نسبت بخود آن شخص و قائم مقام نافذ است و در حق دیگری نافذ نیست مگر در موردی كه قانون آنرا ملزم قرار داده باشد .
ماده1279- اقرار شفاهی واقع در خارج از محكمه را در صورتی میتوان بشهادت شهود اثبات كرد كه اصل دعوی بشهادت شهود قابل اثبات باشد و یا ادله و قرائنی بر وقوع اقرار موجود باشد.
ماده1280- اقرار كتبی در حكم اقرار شفاهی است .
ماده1281- قید دین در دفتر تجار بمنزله اقرار كتبی است .
ماده1282- اگر موضوع اقرار در محكمه مفید به قید یا وصفی باشد مقرله نمیتواند آنرا تجزیه كرده و از قسمتی از آن كه بنفع او است بر ضرر استفاده نماید و از جزء دیگر آن صرفنظر كند.
ماده1283- اگر اقرار دارای دو جزء مختلف الاثر باشد كه ارتباطی تامی با یكدیگر داشته باشند مثل اینكه مدعی علیه اقرار به اخذ وجه از مدعی نموده و مدعی رد شود مطابق ماده 1134 اقدام خواهد شد.


 كتاب دوم - در اسناد

ماده1284- سند عبارت است از هر نوشته كه در مقام دعوی یا دفاع قابل اسستناد باشد.
ماده1285- شهادتنامه سند محسوب نمیشود و فقط اعتبار شهادت را خواهد داشت .
ماده1286- سند بر دو نوع است : رسمی و عادی .
ماده1287- اسنادی كه در اداره ثبت اسناد و املاك و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر م‌مورین رسمی در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است .
ماده1288- مفاد سند در صورتی معتبر است كه مخالف قوانین نباشد.
ماده1289- غیر از اسناد مذكور در ماده1287 سایر اسناد عادی است .
ماده1290- اسناد رسمی درباره طرفین و وراث و قائم مقام آنان معتبر است و اعتبار آنها نسبت به اشخاص ثالث در صورتی است كه قانون تصریح كرده باشد.

ماده1291- اسناد عادی در دو مورد اعتبار اسناد رسمی را داشته درباره طرفین و وراث و قائم مقام آنان معتبر است :
 1- اگر طرفی كه سند بر علیه او اقاله شده است صدور آنرا از منتسب - الیه تصدیق نماید.
 2- هرگاه در محكمه ثابت شود كه سند مزبور را طرفی كه آنرا تكذیب یا تردید كرده فی الواقع امضاء یا مهر كرده است .
ماده1292- در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی كه اعتبار اسناد رسمی را دارد انكار و تردید مسموع نیست و طرف میتواند ادعای جعلیت به اسناد مزبور كند یا ثابت نماید كه اسناد مزبور بجهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است .
ماده1293- هرگاه سند بوسیله یكی از م‌مورین رسمی تنظیم اسناد تهیه شده لیكن م‌مور صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته و یا رعایت ترتیبات مقرره قانونی را در تنظیم سند نكرده باشد سند مزبور در صورتیكه دارای امضاء یا مهر طرف باشد عادی است .
ماده1294- عدم رعایت مقررات راجعه بحق تمبر كه به اسناد تعلق میگیرد سند را از رسمیت خارج نمی كند .
ماده1295- محاكم ایران به اسناد تنظیم شده در كشور های خارجه همان اعتباری را خواهد داد كه آن اسناد مطابق قوانین كشوری كه در آنجا تنظیم شده دارا می باشد مشروط بر اینكه:
 اولا" - اسناد مزبوره بعلتی از علل قانونی از اعتبار نیفتاده باشد.
 ثانیا"- مفاد آنها مخالف با قوانین مربوطه بنظم عمومی یا اخلاق حسنه ایران نباشد.
 ثالثا"- كشوری كه اسناد در آنجا تنظیم شده بموجب قوانین خود یا عهود اسناد تنظیم شده در ایران را معتبر بشناسد.
 رابعا"- نماینده سیاسی یا قنسولی ایران در كشوری كه سند در آنجا تنظیم شده یا نماینده سیاسی و قنسولی كشور مزبور در ایران تصدیق كرده باشد كه سند موافق قوانین محل تنظیم یافته است .
ماده1296- هرگاه موافقت اسناد مزبور در ماده قبل با قوانین محل تنظیم خود بتوسط نماینده سیاسی یا قنسولی خارجه در ایران تصدیق شده باشد قبول شدن سند در محاكم ایران متوقف بر این است كه وزارت امور خارجه و یا در خارج تهران حكام ایالات و ولایات امضاء نماینده خارجه را تصدیق كرده باشد.
ماده1297- دفاتر تجارتی در موارد دعوی تاجری بر تاجر دیگر در صورتی كه دعوی از محاسبات و مطالبات تجارتی حاصل شده باشد دلیل محسوب میشود مشروط بر اینكه دفاتر مزبوره مطابق قانون تجارت تنظیم شده باشد.
ماده1298- دفتر تاجر در مقابل غیر تاجر سندیت ندارد فقط ممكن است جزء قرائن و امارات قبول شود لیكن اگر كسی به دفتر تاجر استناد كرد نمیتواند تفكیك كرده آنچه را كه بر نفع او است قبول و آنچه كه بر ضرر او است رد كند مگر آنكه بی اعتباری آنچه را كه بر ضرر اوست ثابت كند.
ماده1299- دفتر تجارتی در موارد مفصله ذیل دلیل محسوب نمیشود :
 1- در صورتیكه مدلل شود اوراق جدیدی بدفتر داخل كرده‌اند یا تراشیدگی دارد.
 2- وقتی كه در دفتر بی ترتیبی و اغتشاشی كشف شود كه بر نفع صاحب دفتر باشد.
 3- وقتی كه بی اعتباری دفتر سابقا" بجهتی از جهات در محكمه مدلل شده باشد.
ماده1300- در مواردی كه دفتر تجارتی بر نفع صاحب آن دلیل نیست بر ضرر او سندیت دارد .
ماده1301- امضائی كه در روی نوشته یا سندی باشد بر ضرر امضاء كننده دلیل است .
ماده1302- هرگاه در ذیل یا حاشیه یا ظهور سندی كه در دست ابراز كننده بوده مندرجاتی باشد كه حكایت از بی اعتباری یا از اعتبار افتادن تمام یا قسمتی از مفاد سند نماید مندرجات مزبوره معتبر محسوب است اگر چه تاریخ و امضاء نداشته و یا بوسیله خط كشیدن و یا نحو دیگر باطل شده باشد.
ماده1303- در صورتیكه بطلان مندرجات مذكوره در ماده قبل ممضی به امضاء طرف
 بوده و یا طرف بطلان آنرا قبول كند و یا آنكه بطلان آن در محكمه ثابت شود مندرجات مزبوره بلااثر خواهد بود.
ماده1304- هرگاه امضای تعهدی در خود تعهد نامه نشده و در نوشته علیحده شده باشد آن تعهد نامه بر علیه امضاء كننده دلیل است در صورتیكه در نوشته مصرح باشد كه به كدام تعهد یا معامله مربوط است .
ماده1305- در اسناد رسمی تاریخ تنظیم معتبر است حتی بر علیه اشخاص ثالث ولی در اسناد عادی تاریخ فقط درباره اشخاصی كه شركت در تنظیم آنها داشته و ورثه آنان و كسی كه بنفع او وصیت شده معتبر است .

 كتاب سوم - در شهادت
 باب اول - در موارد شهادت
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
 مواد 1306- 1307-1308 حذف شده است
‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ماده1309- در مقابل سند رسمی یا سندی كه اعتبار آن در محكمه محرز شده دعوی كه مخالف با مفاد یا مندرجات آن باشد به شهادت اثبات نمی گردد.
ماده1310 و 1311 حذف شده است .
ماده1312- احكام مذكور در فوق در موارد ذیل جاری نخواهد بود.
 1- در مواردی كه اقامه شاهد برای تقویت یا تكمیل دلیل باشد مثل اینكه دلیلی بر اصل دعوی موجود بوده ولی مقدار یا مبلغ مجهول باشد و شهادت بر تعیین مقدار یا مبلغ اقامه گردد.
 2- در مواردی كه بواسطه حادثه گرفتن سند ممكن نیست از قبیل حریق و سیل و زلزله و غرق كشتی كه كسی مال خود را بدیگری سپرده و تحصیل سند برای صاحب مال در آن موقع ممكن نیست .
 3- نسبت بكلیه تعهداتی كه عادتا" تحصیل سند معمول نمیباشد مثل اموالی كه اشخاص در مهمانخانه ها و قهوه خانه ها و كاروانسراها و نمایشگاهها می سپارند و مثل حق الزحمه اطباء و قابله همچنین انجام تعهداتی كه برای آن عادتا" تحصیل سند معمول نیست مثل كارهائی كه بمقاطعه و نحو آن تعهد شده اگر چه اصل تعهد بموجب سند باشد.
 4- در صورتی كه سند بواسطه حوادث غیر منتظره مفقود یا تلف شده باشد.
 5- در موارد ضمان قهری و امور دیگری كه داخل در عقود و ایقاعات نباشد.
ماده1313- شهادت اشخاص ذیل پذیرفته نمی شود
 1- اشخاص ولگرد و كسانیكه تكدی را شغل خود قرار دهند.
 2- اشخاص معروف به فساد اخلاق.
 3- كسی كه نفع شخصی در دعوی داشته باشد.
 4- شهادت دیوانه در حال دیوانگی .
 5- كسانی كه عدالت شرعی آنها محرز نباشد
ماده1313- مكرر- در شاهد: بلوغ - عقل - عدالت - ایمان و طهارت مولد شرط است .
 تبصره- عدالت شاهد باید با یكی از طرق شرعی برای دادگاه احراز شود.
ماده1314- شهادت اطفالی را كه به سن پانزده سال تمام نرسیده‌اند فقط ممكن است برای مزید اطلاع استماع نمود مگر در مواردی كه قانون شهادت این قبیل اطفال را معتبر شناخته باشد.

 باب دوم - در شرایط شهادت

ماده1315- شهادت باید از روی قطع و یقین باشد نه بطور شك و تردید.
ماده1316- شهادت باید مطابق با دعوی باشد ولی اگر در لفظ مخالف و در معنی موافق یا كمتر از ادعا باشد ضرری ندارد.
ماده1317- شهادت شهود باید مفادا" متحد باشد، بنابراین اگر شهود به اختلاف شهادت دهند قابل اثر نخواهد بود مگر در صورتیكه از مفاد اظهارات آنها قدر متقینی بدست آید.
ماده1318- اختلاف شهود در خصوصیات امر اگر موجب اختلاف در موضوع شهادت نباشند اشكالی ندارد.
ماده1319- در صورتیكه شاهد از شهادت خود رجوع كند یا معلوم شود بر خلاف شهادت داده است بشهادت او ترتیب اثر داده نمیشود.

ماده1320- شهادت برشهادت در صورتی مسموع است كه شاهد اصل وفات یافته یا بواسطه مانع دیگری مثل بیماری و سفر و حبس و غیره نتواند حاضر شود.

 كتاب چهارم - در امارات

ماده1321- اماره عبارت از اوضاع و احوالی است كه به حكم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته میشود:
ماده1322- امارات قانونی اماراتی است كه قانون آنرا دلیل بر امری قرار داده مثل امارات مذكور در این قانون از قبیل مواد 35 و 109 و 1100- 1158 و 1159 و غیر آنها و سایر امارات مصرحه در قوانین دیگر.
ماده1323- امارات قانونی در كلیه دعاوی اگر چه از دعاوی باشد كه به شهادت شهود قابل اثبات نیست معتبر است مگر آنكه دلیل بر خلاف آن موجب باشد.
ماده1324- اماراتی كه بنظر قاضی واگذار شده عبارت است از اوضاع و احوالی در خصوص مورد و در صورتی قابل استناد است كه دعوی بشهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادله دیگر را تكیل كند.

 كتاب پنجم - درقسم

ماده1325- درد دعاوی كه به شهادت شهود قابل اثبات است مدعی میتواند حكم بدعوی خود را كه مورد انكار مدعی علیه است منوط به قسم او نماید.
ماده1326- در موارد ماده فوق مدعی علیه نیز میتواند در صورتیكه مدعی سقوط دین یا تعهد یا نحو آن باشد حكم بدعوی را منوط به قسم مدعی كند.
ماده1327- مدعی یا مدعی علیه در مورد دو ماده قبل در صورتی میتواند تقاضای قسم از طرف دیگر نماید كه عمل یا موضوع دعوی منتسب به شخص آن طرف باشد. بنابراین در دعاوی بر صغیر و مجنون نمیتوان قسم را بر ولی یا وصی یا قیم متوجه كرد نسبت به اعمال صادره از شخص آنها آنهم مادامیكه بولایت یا وصایت یا قیمومت باقی هستند و همچنین است در كلیه مواردی كه امر منتسب به یك طرف باشد.
ماده1328- كسی كه قسم متوجه او شده است در صورتیكه نتواند بطلان دعوی طرف را اثبات كند یا باید قسم یاد نماید یا قسم را بطرف دیگر رد كند و اگر نه قسم یاد می كند و نه آنرا بطرف دیگر رد نماید با سوگند مدعی به حكم حاكم مدعی علیه نسبت به ادعائی كه تقاضای قسم برای آن شده است محكوم می گردد.
ماده1328- مكرر- دادگاه میتواند نظر به اهمیت موضوع دعوی و شخصیت طرفین و اوضاع و احوال مؤثر مقرر دارد كه قسم با انجام تشریفات خاص مذهبی یاد شود یا آنرا بنحو دیگری تغلیظ نماید.
 تبصره- چنانچه كسی كه قسم به او متوجه شده تشریفات خاص یا تغلیظ را قبول نكند و قسم بخورد ناكل محسوب نمیشود.
ماده1329- قسم به كسی متوجه می گردد كه اگر اقرار كند اقرارش نافذ باشد.
ماده1330- تقاضای قسم قابل توكیل است و وكیل نمیتواند بجای موكل قسم یاد كند.
ماده1331- قسم قاطع دعوی است و هیچگونه اظهاری كه منافی با قسم باشد از طرف پذیرفته نخواهد شد.
ماده1332- قسم فقط نسبت به اشخاصی كه طرف دعوی بوده‌اند و قائم مقام آنها مؤثر است .
ماده1333- در دعوی بر متوفی در صورتی كه اصل حق ثابت شده و بقاء آن در نظر حاكم ثابت نباشد حاكم میتواند از مدعی بخواهد كه بر بقاء حق خود قسم یاد كند. در این مورد كسی كه از او مطالبه قسم شده است نمیتواند قسم را به مدعی علیه رد كند. حكم این ماده در موردی كه مدرك دعوی سند رسمی است جاری نخواهد بود.
ماده1334- در مورد ماده 1283 كسی كه اقرار كرده‌است میتواند نسبت به آنچه كه مورد ادعای او است از طرف مقابل تقاضای قسم كند. مگر اینكه مدرك دعوی مدعی سند رسمی یا سندی باشد كه اعتبار آن در محكمه محرز شده است .
ماده1335- توسل به قسم وقتی ممكن است كه دلائل مذكور در كتابهای اول تا چهارم جلد سوم این قانون برای اثبات مدعی موجود نباشد. در این صورت مدعی می تواند حكم به دعوی خود را كه مورد انكار مدعی علیه است منوط به قسم او نماید.

درباره وبلاگ

جواب گوی هرگونه سوال حقوقی شماعزیزان هستیم
منتظرهرگونه پیشنهادوانتقادشماعزیزان برای بهبوداین وبلاگ هستیم
دوستان عزیزبرای دلگرمی بنده وبهترشدن این وبلاگ لطفانظرات خودتون رادرموردمطالب بدید.
مدیر وبلاگ : سعید رستم زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نقش موسسات اموزشی وکتاب های کمک اموزشی رادرمسیرموفقیت درازمون های حقوقی راچگونه ارزیابی میکنید؟





خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا

نویسندگان