تبلیغات
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده - قانون مدنی قسمت هفتم
وبلاگ حقوقی سعیدرستم زاده
قانون برای همه

لینکدونی

نایت اسکین-ابزار گوکل پلاس

آرشیو موضوعی

نام خودرادرفیلداول ایمیل خودرادرفیلددوم





Powered by WebGozar

آرشیو

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

متن قانون‌ مدنی->قانون مدنی قسمت هفتم

 كتاب سوم- در مقررات مختلفه

ماده950- مثلی كه در این قانون ذكر شده عبارت از مالی است كه اشباه و نظائر آن نوعا" زیاد و شایع باشد مانند حیوانات و نحو آن و قیمتی مقابل آن است معذالك تشخیص این معنی با عرف می باشد.
ماده951- تعدی ، تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت بمال یا حق دیگری.
ماده952- تفریط عبارت است از ترك عملی كه بموجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است .
ماده953- تفصیر اعم است از تفریط و تعدی.
ماده954- كلیه عقود جائزه بموت احد طرفین منفسخ می شود و همچنین به سفه در مواردی كه رشد معتبر است .
ماده955- مقررات این قانون در مورد كلیه اموری كه قبل از این قانون واقع شده ، معتبر است .

 جلد دوم - در اشخاص
 كتاب اول - در كلیات

ماده956- اهلیت برای دارا بودن حقوق با، زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام میشود.
ماده957- حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد مشروط بر اینكه زنده متولد شود.
ماده958- هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیكن هیچكس نمیتواند حقوق خود را اجرا كند مگر اینكه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.
ماده959- هیچكس میتواند بطور كلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب كند.
ماده960- هیچكس نمیتواند از خود سلب حریت كند و یا در حدودی كه مخالف قوانین و یا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حریت خود صرفنظر نماید.
ماده961- جز در موارد ذیل اتباع خارجه نیز از حقوق مدنی متمتع خواهند بود:
 1- در مورد حقوقی كه قانون آن را صراحتا" منحصر به اتباع ایران نموده و یا آنرا صراحتا" از اتباع خارجه سلب كرده است .
 2- در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی كه قانون دولت متبوع تبعه خارجه آنرا قبول نكرده.
 3- در مورد حقوق مخصوصه كه صرفا" از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد.
ماده962- تشخیص اهلیت هر كس برای معامله كردن بر حسب قانون دولت متبوع او خواهد بود معذلك اگر یكنفر تبعه خارجه در ایران عمل حقوقی انجام دهد در صورتیكه مطابق قانون دولت متبوع خود برای انجام آن عمل واجد اهلیت نبوده و یا اهلیت ناقصی داشته است آن شخص برای انجام آن عمل واجد اهلیت محسوب خواهد شد در صورتی كه قطع نظر از تابعیت خارجی او مطابق قانون ایران نیز بتوان او را برای انجام آن عمل دارای اهلیت تشخیص داد. حكم اخیر نسبت باعمال حقوقی كه مربوط به حقوق خانوادگی و یا حقوق ارثی بوده و یا مربوط به نقل و انتقال اموال غیر منقول واقع در خارج ایران میباشد شامل نخواهد بود.
ماده963- اگر زوجین تبعه یك دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود.
ماده964- روابط بین ابوین و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اینكه نسبت طفل فقط بمادر مسلم باشد كه در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.
ماده965- ولایت قانونی و نصب قیم بر طبق قوانین دولت متبوع مولی علیه خواهد بود.
ماده966- تصرف و مالكیت و سایر حقوق بر اشیاء منقول یا غیر منقول تابع قانون مملكتی خواهد بود كه آن اشیاء در آنجا واقع می باشند معذلك حمل و نقل شدن شیئی منقول از مملكتی به مملكت دیگر نمیتواند بحقوقی كه ممكن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولی شیئی نسبت به آن تحصیل كرده باشند خللی وارد آورد.
ماده967- تركه منقول یا غیر منقول اتباع خارجه كه در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوطه به تعیین وراث و مقدار سهم الارث آنها و تشخیص قسمتی كه متوفی میتوانسته است بموجب وصیت تملیك نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود.
ماده968- تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر اینكه متعاقدین اتباع خارجه بوده و آنرا صریحا" یا ضمنا" تابع قانون دیگری قرارداده باشند.
ماده969- اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود می باشند.
ماده970- مامورین سیاسی یا قونسولی دول خارجه در ایران وقتی میتوانند به اجرای عقد نكاح مبادرت نمایند كه طرفین عقد هر دو تبعه دولت متبوع آنها بوده و قوانین دولت مزبور نیز این اجازه را به آنها داده باشد در هر حال نكاح باید در دفاتر سجل احوال ثبت شود.
ماده971- دعاوی از حیث صلاحیت محاكم و قوانین راجعه به اصول محاكمات تابع قانون محلی خواهد بود كه در آنجا اقامه میشود مطرح بودن همان دعوی در محكمه اجنبی رافع صلاحیت محكمه ایرانی نخواهد بود.
ماده972- احكام صادره از محاكم خارجه و همچنین اسناد رسمی لازم الاجراء تنظیم شده در خارجه را نمیتوان در ایران اجرا نمود مگر اینكه مطابق قوانین ایران امر به اجرای آنها صادر شده باشد.
ماده973- اگر قانون خارجه كه باید مطابق ماده 7 جلد اول این قانون و یا بر طبق مواد فوق رعایت گردد به قانون دیگری احاله داده باشد محكمه مكلف به رعایت این احاله نیست مگر اینكه احاله به قانون ایران شده باشد.
ماده974- مقررات ماده 7 و مواد 962 تا 974 این قانون تا حدی بموقع اجرا گذارده میشود كه مخالف عهود بین المللی كه دولت ایران آنرا امضاء كرده و یا مخالف با قوانین مخصوصه نباشد.
ماده975- محكمه نمیتواند قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را كه بر خلاف اخلاق حسنه بوده و یا بواسطه جریحه دار كردن احساسات جامعه یا بعلت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب میشود به موقع اجرا گذارد اگر چه اجراء قوانین مزبور اصولا" مجاز باشد.

 كتاب دوم - در تابعیت

ماده976- اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند :
 1- كلیه ساكنین ایران باستثنای اشخاصی كه تبعیت خارجی آنها مسلم باشد. تبعیت خارجی كسانی مسلم است كه مدارك تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
 2- كسانی كه پدر آنها ایرانی است اعم از اینكه در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.
 3- كسانی كه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشند.
 4- كسانی كه در ایران از پدر و مادر خارجی كه یكی از آنها در ایران متولد شده بوجود آمده‌اند.
 5- كسانی كه در ایران از پدری كه تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام لااقل یكسال دیگر در ایران اقامت كرده باشند والا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود كه مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است .
 6- هر زن تبعه خارجی كه شوهر ایرانی اختیار كند.
 7- هر تبعه خارجی كه تابعیت ایران را تحصیل كرده باشد.
 تبصره- اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و قنسولی خارجه مشمول فقره4 و 5 نخواهند بود.
ماده977- الف - هر گاه اشخاص مذكور در بند 4 ماده 976 پس از رسیدن به سن 18 سال تمام بخواهند تابعیت پدر خود را قبول كنند باید ظرف یك سال درخواست كتبی به ضمیمه تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به این كه آنها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند.
 ب - هرگاه اشخاص مذكور در بند 5 ماده 976 پس از رسیدن به سن 18 سال تمام بخواهند به تابعیت پدر خود باقی بمانند باید ظرف یك سال درخواست كتبی به ضمیمه تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به این كه آنها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند.
ماده978- نسبت به اطفالی كه در ایران از اتباع دولی متولد شده‌اند كه در مملكت متبوع آنها اطفال متولد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آنها را به تبعیت ایران منوط به اجازه می كنند معامله متقابله خواهد شد.
ماده979- اشخاصی كه دارای شرایط ذیل باشند میتوانند تابعیت ایران را تحصیل كنند:
 1- به سن هجده سال تمام رسیده باشند.
 2- پنجسال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساكن بوده باشند.
 3- فراری از خدمت نظامی نباشند.
 4- در هیچ مملكتی به جنحه مهم یا جنایت غیر سیاسی محكوم نشده باشند.
 در مورد فقره دوم این ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ایران در حكم اقامت در خاك ایران است .
ماده980- كسانی كه به امور عام المنفعه ایران خدمت یا مساعدت شایانی كرده باشند و همچنین اشخاصی كه دارای عیال ایرانی و از او اولاد دارند و یا دارای مقامات عالی علمی و متخصص در امور عام‌المنفعه می باشند و تقاضای ورود به تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران را مینمایند در صورتیكه دولت ورود آنها را به تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران صلاح بداند بدون رعایت شرط اقامت ممكن است با تصویب هیئت وزیران به تبعیت ایران قبول شوند.
‌‌‌‌‌‌
‌ماده981- حذف شده است .
‌‌‌‌‌‌
ماده982- اشخاصی كه تحصیل تابعیت ایرانی نموده یا بنمایند از كلیه حقوقی كه برای ایرانیان مقرر است به استثنای حق رسیدن به مقام ریاست جمهوری و وزارت و كفالت وزارت و یا هر گونه م‌موریت سیاسی خارجه بهره مند میشوند لیكن نمیتوانند به مقامات ذیل نائل گردند مگر پس از دهسال از تاریخ صدور تابعیت :
 1- ریاست جمهوری و معاونین او.
 2- عضویت در شورای نگهبان و ریاست قوه قضائیه
 3- وزارت و كفالت وزارت و استانداری و فرمانداری
 4- عضویت در مجلس شورای اسلامی.
 5- عضویت شوراهای استان و شهرستان و شهر
 6- استخدام در وزارت امور خارجه و نیز احراز هر گونه پست و یا ماموریت سیاسی.
 7- قضاوت .
 8- عالیترین رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی.
 9- تصدی پستهای مهم اطلاعاتی و امنیتی.
ماده983- درخواست تابعیت باید مستقیما" یا به توسط حكام یا ولات به وزارت امور خارجه تسلیم شده و دارای منضمات ذیل باشد :
 1- سواد مصدق اسناد هویت تقاضا كننده و عیال و اولاد او.
 2- تصدیق نامه نظمیه دائر به تعیین مدت اقامت تقاضا كننده در ایران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مكنت كافی یا شغل معین برای تامین معاش وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات راجعه به شخص تقاضا كننده را تكمیل و آنرا به هیئت وزراء ارسال خواهد نمود تا هیئت مزبور در قبول یا رد آن تصمیم مقتضی اتخاذ كند در صورت قبول شدن تقاضا سند تابعیت به درخواست كننده تسلیم خواهد شد.
ماده984- زن و اولاد صغیر كسی كه بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران مینمایند تبعه دولت ایران شناخته میشوند ولی زن در ظرف یكسال از تاریخ صدور سند تابعیت شوهر و اولاد صغیر در ظرف یكسال از تاریخ رسیدن به سن هجده سال تمام میتوانند اظهاریه كتبی به وزارت امور خارجه داده و تابعیت مملكت سابق شوهر و یا پدر را قبول كند لیكن به اظهاریه اولاد اعم از ذكور و اناث باید تصدیق مذكور در ماده 977 ضمیمه شود.
ماده985- تحصیل تابعیت ایرانی پدر بهیچوجه درباره اولاد او كه در تاریخ تقاضانامه به سن هجده سال تمام رسیده‌اند موثر نمی باشد.
ماده986- زن غیر ایرانی كه در نتیجه ازدواج ایرانی می شود میتواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر اینكه وزارت امور خارجه را كتبا" مطلع كند ولی هر زن شوهر مرده كه از شوهر سابق خود اولاد دارد نمیتواند مادام كه اولاد او به سن هیجده سال تمام نرسیده از این حق استفاده كند و در هر حال زنی كه مطابق این ماده تبعه خارجه میشود حق داشتن اموال غیر منقوله نخواهد داشت مگر درحدودی كه این حق به اتباع خارجه داده شده باشد و هر گاه دارای اموال غیر منقول بیش از آنچه كه برای اتباع خارجه داشتن آن جایز است بوده یا بعدا به ارث اموال غیر منقولی بیش از آن حد به او برسد باید در ظرف یكسال از تاریخ خروج از تابعیت ایران یا دارا شدن ملك در مورد ارث مقدار مازاد را بنحوی از انحاء به اتباع ایران منتقل كند والا اموال مزبور با نظارت مدعی العموم محل بفروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت به آنها داده خواهد شد.
ماده987- زن ایرانی كه با تبعه خارجه مزاوجت می نماید به تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگر اینكه مطابق قانون مملكت زوج ، تابعیت شوهر بواسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحمیل شود ولی در هر صورت بعد از وفات شوهر و یا تفریق به صرف تقدیم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصدیق فوت شوهر و یا سند تفریق تابعیت اصلیه زن با جمیع حقوق و امتیازات راجعه به آن مجددا" به او تعلق خواهد گرفت .
 تبصره1- هرگاه قانون تابعیت مملكت زوج زن را بین حفظ تابعیت اصلی و تابعیت زوج مخیر بگذارد در این مورد زن ایرانی كه بخواهد تابعیت مملكت زوج را دارا شود و علل موجهی هم برای تقاضای خود در دست داشته باشد بشرط تقدیم تقاضانامه كتبی به وزارت امور خارجه ممكن است با تقاضای او موافقت گردد.
 تبصره2- زنهای ایرانی كه بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل میكنند حق داشتن اموال غیر منقول را در صورتی كه موجب سلطه اقتصادی خارجی گردد ندارند. تشخیص این امر با كمیسیونی متشكل از نمایندگان وزارتخانه های امور خارجه و كشور و اطلاعات است . مقررات ماده 988 و تبصره آن در قسمت خروج ایرانیانی كه تابعیت خود را ترك نموده اند شامل زنان مزبور نخواهد بود.
ماده988- اتباع ایران نمیتوانند تبعیت خود را ترك كنند مگر بشرایط ذیل:
 1- به سن 25 سال تمام رسیده باشند.
 2- هیئت وزراء خروج از تابعیت آنان را اجازه دهد.
 3- قبلا" تعهد نمایند كه در ظرف یكسال از تاریخ ترك تابعیت حقوق خود را بر اموال غیر منقول كه در ایران دارا می باشند و یا ممكن است بالوراثه دارا شوند ولو قوانین ایران اجازه تملك آنرا به اتباع خارجه بدهد بنحوی از انحاء باتباع ایرانی منتقل كنند زوجه و اطفال كسی كه بر طبق این ماده ترك تابعیت مینمایند اعم از اینكه اطفال مزبور صغیر یا كبیر باشند از تبعیت ایرانی خارج نمیگردند مگر اینكه اجازه هیئت وزرا شامل آنها هم باشد.
 4- خدمت تحت السلاح خود را انجام داده باشند.
 تبصره الف - كسانی كه بر طبق این ماده مبادرت بتقاضای ترك تابعیت ایران و قبول تابعیت خارجی مینمایند علاوه بر اجرای مقرراتی كه ضمن بند (3) از این ماده در باره آنان مقرر است باید ظرف مدت سه ماه از تاریخ صدور سند ترك تابعیت از ایران خارج شوند چنانچه ظرف مدت مزبور خارج نشوند مقامات صالحه امر به اخراج آنها و فروش اموالشان صادر خواهند نمود و تمدید مهلت مقرره فوق حداكثر تا یكسال موكول به موافقت وزارت امور خارجه میباشد.
 تبصره ب - هیئت وزیران می تواند ضمن تصویب ترك تابعیت زن ایرانی بی شوهر ترك تابعیت فرزندان او را نیز كه فاقد پدر و جد پدری هستند و كمتر از 18 سال تمام دارند و یا به جهات دیگری محجورند اجازه دهد. فرزندان زن مذكور نیز كه به سن 25 سال تمام نرسیده باشند میتوانند بتابعیت از درخواست مادر تقاضای ترك تابعیت نمایند.
ماده989- هر تبعه ایرانی كه بدون رعایت مقررات قانونی بعد از تاریخ 1280 شمسی تابعیت خارجی تحصیل كرده باشد تبعیت خارجی او كان لم یكن بوده و تبعه ایران شناخته می شود ولی در عین حال كلیه اموال غیر منقوله او با نظارت مدعی العموم محل بفروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت آن به او داده خواهد شد و بعلاوه از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجالس مقننه و انجمن های ایالتی و ولایتی و بلدی و هر گونه مشاغل دولتی محروم خواهد بود.
 تبصره - هیات وزیران میتواند بنا به مصالحی به پیشنهاد وزارت امور خارجه تابعیت خارجی مشمولین این ماده را برسمیت بشناسد. به این گونه اشخاص با موافقت وزارت امور خارجه اجازه ورود به ایران یا اقامت میتوان داد.( الحاقی موجب قانون 11/11/1337).
ماده990- از اتباع ایران كسی كه خود یا پدرشان موافق مقررات تبدیل تابعیت كرده باشند و بخواهند به تبعیت اصلیه خود رجوع نمایند بمجرد درخواست به تابعیت ایران قبول خواهند شد مگر آنكه دولت تابعیت آنها را صلاح نداند.
ماده991- تكالیف مربوط به اجرای قانون تابعیت و اخذ مخارج دفتری در مورد كسانی كه تقاضای تابعیت یا ترك تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران و تقاضای بقاء بر تابعیت اصلی را دارند به موجب آئین نامه ای كه بتصویب هیئت وزراء خواهد رسید معین خواهد شد.

 كتاب سوم - در اسناد سجل احوال

ماده992- سجل احوال هر كس بموجب دفاتری كه برای این امر مقرر است معین میشود.
ماده993- امور ذیل باید در ظرف مدت و بطریقی كه به موجب قوانین یا نظامات خصوصه مقرر است بدائره سجل احوال اطلاع داده شود :
 1- ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین كه بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود.
 2- ازدواج اعم از دائم و منقطع .
 3- طلاق اعم از بائن و رجعی و همچنین بذل مدت .
 4- وفات هر شخص .
ماده994- حكم موت فرضی غایب كه بر طبق مقررات كتاب پنجم از جلد دوم این قانون صادر میشود باید در دفتر سجل احوال ثبت شود.
ماده995- تغییر مطالبی كه در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممكن نیست مگر بموجب حكم محكمه .
ماده996- اگر عدم صحت مطالبی كه به دایره سجل احوال اظهار شده است در محكمه ثابت گردد یا هویت كسی كه در دفتر سجل احوال بعنوان مجهول الهویه قید شده است معین شود و یا حكم فوت فرضی غایب ابطال گردد مراتب باید در دفاتر مربوطه سجل احوال قید شود.
ماده997- هر كس باید دارای نام خانوادگی باشد.اتخاذ نام های مخصوصی كه بموجب نظامنامه اداره سجل احوال معین میشود، ممنوع است .
ماده998- هر كس كه اسم خانوادگی او را دیگری بدون حق اتخاذ كرده باشد میتواند اقامه دعوی كرده و در حدود قوانین مربوطه تغییر نام خانوادگی غاصب را بخواهد. اگر كسی نام خانوادگی خود را كه در دفاتر سجل احوال ثبت كرده است مطابق مقررات مربوطه به این امر تغییر دهد هر ذی نفع میتواند در ظرف مدت و به طریقی كه در قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض كند.
ماده999- سند ولادت اشخاصیكه ولادت آنها در مدت قانونی به دایره سجل احوال اظهار شده است سند رسمی محسوب خواهد بود.
ماده1000- سایر مطالب راجع به سجل احوال بموجب قوانین و نظامنامه‌های مخصوصه مقرر است .
ماده1001- مامورین قونسولی ایران در خارجه باید نسبت به ایرانیان مقیم حوزه ماموریت خود وظایفی را كه بموجب قوانین و نظامات جاریه بعهده دوایر سجل احوال مقرر است انجام دهند.

 كتاب چهارم - در اقامتگاه

ماده1002- اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است كه شخص در آنجا سكونت داشته و مركز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سكونت شخصی غیر از مركز مهم امور او باشد مركز امور او اقامتگاه محسوب است . اقامتگاه اشخاص حقوقی مركز عملیات آنها خواهد بود.
ماده1003- هیچكس نمیتواند بیش از یك اقامتگاه داشته باشد.
ماده1004- تغییر اقامتگاه بوسیله سكونت حقیقی در محل دیگر بعمل میاید مشروط بر اینكه مركز مهم امور او نیز بهمان محل انتقال یافته باشد.
ماده1005- اقامتگاه زن شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است معذلك زنی كه شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و همچنین زنی كه با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محكمه مسكن علیحده اختیار كرده میتواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.
ماده1006- اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنهاست .
ماده1007- اقامتگاه مامورین دولتی ،محلی است كه در آنجا ماموریت ثابت دارند.
ماده1008- اقامتگاه افراد نظامی كه در ساخلو هستند محل ساخلو آنها است .
ماده1009- اگر اشخاص كبیر كه معمولا نزد دیگری كار یا خدمت میكنند در منزل كارفرما یا مخدوم خود سكونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان اقامتگاه كارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.
ماده1010- اگر ضمن معامله یا قراردادی طرفین معامله یا یكی از آنها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب كرده باشد نسبت بدعاوی راجعه بان معامله همان محلی كه انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتیكه برای ابلاغ اوراق دعوی و احضار و اخطار محلی را غیر از اقامتگاه حقیقی خود معین كند .

 كتاب پنجم - در غایب مفقود الاثر

ماده1011- غایب مفقودالاثر كسی است كه از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او بهیچوجه خبری نباشد.
ماده1012- اگر غایب مفقودالاثر برای اداره اموال خود تكلیفی معین نكرده باشد و كسی هم نباشد كه قانونا حق تصدی امور او را داشته باشد محكمه برای اداره اموال او یكنفر امین معین میكند و تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذی نفع در این امر قبول میشود.
ماده1013- محكمه میتوانند از امینی كه معین میكند تقاضای ضامن یا تضمینات دیگر نماید.
ماده1014- اگر یكی از وراث غایب تضمینات كافیه بدهد محكمه نمیتواند امین دیگری معین نماید و وارث مزبور باین سمت معین خواهد شد.
ماده1015- وظایف و مسئولیت های امینی كه بموجب مواد قبل معین می گردد ، همان است كه برای قیم مقرر است .
ماده1016- هر گاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقودالاثر مسلم شود اموال او بین وراث موجود حین الموت تقسیم می گردد اگر چه یك یا چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب ببعد فوت كرده باشد.
ماده1017- اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محكمه باید تاریخی را كه فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین كند در این صورت اموال غائب بین وراثیكه در تاریخ مزبور موجود بوده‌اند ، تقسیم میشود.
ماده1018- مفاد ماده فوق در موردی نیز رعایت میگردد كه حكم موت فرضی غایب صادر شود.
ماده1019- حكم موت فرضی غایب در موردی صادر میشود كه از تاریخ آخرین خبری كه از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد كه عادتا چنین شخصی زنده نمیماند.
ماده1020- موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است كه عادتا شخص غایب زنده فرض نمیشود :
 1- وقتی كه دهسال تمام از تاریخ آخرین خبری كه از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنجسال گذشته باشد.
 2- وقتی كه یكنفر بعنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینكه خبری از او برسد هر گاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنجسال از تاریخ ختم جنگ محسوب می شود.
 3- وقتی كه یكنفر حین سفر بحری در كشتی بوده كه آن كشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن كشتی گذشته باشد بدون اینكه از آن مسافر خبری برسد.
ماده1021- در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضاء مدتهای ذیل كه مبداء آن از روز حركت كشتی محسوب میشود كشتی بمقصد نرسیده باشد و در صورت حركت بدون مقصد به بندری كه از آنجا حركت كرده برنگشته و از وجود آن بهیچوجه خبری نباشد كشتی تلف شده محسوب میشود :
 الف - برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یكسال .
 ب - برای مسافرت در بحر عمان - اقیانوس هند - بحر احمر بحر سفید (مدیترانه) - بحر سیاه و بحر آزوف دو سال .
 ج - برای مسافرت در سایر بحار سه سال .
ماده1022- اگر كسی در نتیجه واقعه‌ای بغیر آنچه در فقره 2 و 3 ماده 1020 مذكور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده و طیاره مفقود شده باشد وقتی میتوان حكم موت فرضی او را صادر نمود كه پنجسال از تاریخ دچار شدن بخطر مرگ بگذرد بدون اینكه خبری از حیات مفقود رسیده باشد.
ماده1023- در مورد مواد 1020 و 1021 و 1022 محكمه وقتی میتواند حكم موت فرضی غایب را صادر نماید كه در یكی از جراید محل و یكی از روزنامه‌های كثیرالانتشار تهران اعلانی در سه دفعه متوالی هر كدام بفاصله یكماه منتشر كرده و اشخاصی را كه ممكن است از غایب خبری داشته باشند دعوت نماید كه اگر خبر دارند باطلاع محكمه برسانند. هر گاه یكسال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حكم موت فرضی او داده میشود.
ماده1024- اگر اشخاص متعدد در یك حادثه تلف شوند فرض بر این میشود كه همه آنها در آن واحد مرده‌اند . مفاد این ماده مانع از اجراء مقررات مواد 873 و 874 جلد اول این
 قانون نخواهد بود.
ماده1025- وراث غایب مفقودالاثر میتوانند قبل از صدور حكم موت فرضی او نیز از محكمه تقاضا نمایند كه دارائی او را بتصرف آنها بدهد مشروط بر اینكه اولا غائب مزبور كسی را برای اداره كردن اموال خود معین نكرده باشد و ثانیا دو سال تمام از آخرین خبر غائب گذشته باشد بدون اینكه حیات یا ممات او معلوم باشد . در مورد این ماده رعایت ماده 1023 راجع باعلان مدت یكسال حتمی است .
ماده1026- در مورد ماده قبل وراث باید ضامن و یا تضمینات كافیه دیگر بدهد تا در صورت مراجعت غایب و یا در صورتیكه اشخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند از عهده اموال و یا حق اشخاص ثالث برآیند تضمینات مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضی غائب باقی خواهد بود.
ماده1027- بعد از صدور حكم فوت فرضی نیز اگر غائب پیدا شود كسانیكه اموال او را بعنوان وراثت تصرف كرده‌اند باید آنچه را كه از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود میباشد مسترد دارند.
ماده1028- امینی كه برای اداره كردن اموال غایب مفقودالاثر معین میشود باید نفقه زوجه دائم یا منقطعه كه مدت او نگذشته و نفقه او را زوج تعهد كرده باشد و اولاد غایب را از دارائی غایب تادیه نماید در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن بعهده محكمه است .
ماده1029- هر گاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد و زن او میتواند تقاضای طلاق كند در این صورت با رعایت ماده 1023 حاكم او را طلاق میدهد.
ماده1030- اگر شخص غائب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت مزبور حق رجوع ندارد.

درباره وبلاگ

جواب گوی هرگونه سوال حقوقی شماعزیزان هستیم
منتظرهرگونه پیشنهادوانتقادشماعزیزان برای بهبوداین وبلاگ هستیم
دوستان عزیزبرای دلگرمی بنده وبهترشدن این وبلاگ لطفانظرات خودتون رادرموردمطالب بدید.
مدیر وبلاگ : سعید رستم زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نقش موسسات اموزشی وکتاب های کمک اموزشی رادرمسیرموفقیت درازمون های حقوقی راچگونه ارزیابی میکنید؟





خرید شارژ ایرانسل، خرید شارژ همراه اول و خرید شارژ تالیا

نویسندگان